تبليغاتX
پروانه ی پریشان نگاهم
بايد فشرد دست محبت را آن گاه آسماني و زيبا شد نوشيد شهد عشق ز يك چشمه با احترام راهي دريا شد

یک تکه سلام....

خدایا می نویسم از تک تک لحظاتم ٬ از لحظه به لحظه ای که در زندگیم

 گذشت٬ از ثانیه ها  دقیقه ها و ساعت هایی که می دانم یک لحظه از

 یاد بنده های معصیت کارت غافل نبودی٬ می دانم که سفره ی خوبی و

برکتت را برای ما انسان ها که اشرف مخلوقات هستیم پهن کردی تا از

 آن ها استفاده و شکرت کنیم می دانم از هیچ خوبی در حق ما کم

نذاشتی ولی  نمی دانم چرا ما آدما فقط وقتی که دچار مشکل می شیم

 وقتی که از درد های دنیا گله می کنیم وقتی که کسی دلمان را می شکند

 و یا نسبت به چیزی یا کسی احساس کمبود می کنیم به یادت می افتیم

 نمی دونم چرا ما آدما توی لحظات خوشی یادمون میره که خدایی داریم

 یادمون میره همین خدا بود که در سختی ها و مشکلات ما رو هدایت کرد

 و دستمونو گرفت تا از منجلاب گناه بیرون بیایم نمی دانم چرا ما آدما

عادت داریم فراموش کنیم لحظاتی که از نعمت ها و خوبی های خدا در

 شادمانی هستیم و تا یک اتفاق بدی برامون می افته از خدا شکایت

می کنیم و می گیم که خدا دوسمون نداره نمی دونم چرا یادمون میره

به خاطر تمامی نعمت هایی که در اختیارمونه باید  شکر گزار باشیم

ولی هنوزم نا شکری می کنیم بعضی وقت ها با خودم فکر می کنم که

ما بنده ها وقتی دچار اشتباه و گناهی می شیم با اومدن به درگاه

خدا و توبه کردن پروردگار مهربونمون ما رو می بخشه ولی چرا وقتی

 از یک بنده ای خواهش می کنی تو رو ببخشه اون بازم تو رو نمی بخشه

 الان یاد جمله ای افتادم:(( آنقدر نگو اگه گذشت کنم کوچک می شوم.

 اگر با گذشت کردن کسی کوچک می شد٬ خداوند اینقدر بزرگ نبود.))

می خوام بگم یعنی این جور آدما که اینطورین و اینقدر غرور دارن فکر

 می کنن چقدر بزرگن... فکر می کنن کی هستن که دیگران بهشون

التماس می کنن اونم فقط واسه ی یه بخشش٬ اگر فقط یک لحظه به یاد

 بزرگی و عظمت خدا بیفتند که چقدر با اون بزرگیش و مهربونیش

اشک های بنده هاشو لمس کرد و التماسهای اونا رو به درگاهش

 بی جواب نگذاشت اگر فقط یک لحظه به یاد گذشت خدا بیفتند اینقدر

 احساس بزرگی نمی کنند و می فهمند که در مقابل ذره ای از لطف

 و مهربونی او هیچی نیستند و همینطور با غرور به جایی نمی رسند .....

داریم نزدیک می شیم به ماه مبارک رمضان ماهی که برای رسیدنش

 خیلی روز شماری کردیم ماه عزیزی که می دونم فرصت خیلی خوبیه

 تا عوض بشیم و خیلی از کارهای اشتباه رو کنار بزاریم آره دارم

 کم کم صدای پاشو می شنوم ماه مهمونی خدا داره میاد مهمونی که

 برای همه کارت دعوت میاد و حتی خدا یک نفر را هم بدون کارت

 دعوت نمی زاره می دونم این ماه ثانیه به ثانیه و لحظه به لحظش

 پر از ثوابه حتی می گن خواب مومن عبادته....

پی نوشت 1:من پیشاپیش فرا رسیدن ماه رمضان رو به شما دوستان

 تبریک میگم.

پی نوشت 2:امیدوارم از این فرصت دوباره ای که در اختیارمون قرار

 می گیره درست استفاده کنیم.

پی نوشت 3:التماس دعا....




+ تاریخ درج جمعه هشتم شهریور 1387
زمان 20:12
به قلم مريم

-:-----------------------------------------------------------------------------------:-

                  سلام ایرانی سلام قهرمان

انگاری قبل از اینکه از وطنت ایران بری یه چیزی یه ندایی به من می گفت

 که با دست پر بر می گردی و هیچ چیزی نتونست امیدی که به شما

داشتم رو از من بگیره حتی اون لحظه ای که حریفت امتیاز می گرفت باز هم

 دلم روشن بود که می تونی جبران کنی تویی که سختی زیادی کشیدی برای

 بدست آوردن این مدال تویی که دلت میخواست تمامی مردم ایرانو شاد کنی

 تویی که می دونی میلیونها قلب ایرونی هست که برات بتپه و دعات کنه و

 چقدر سخت بود اون ثانیه هایی که مبارزه کردی و نفس همه در سینه حبس

 بود و برای قهرمانی آخرین ستاره ی شانس, خدا رو همواره صدا می کردند

 می دانم سخت بود ولی بعد از مبارزه چه زیبا درخشیدی درخششت اینقدر

زیاد بود که به همه جای دنیا رسید هرگز لحظه ای که دستت را روی قلبت گذاشته

 بودی و سرود پر افتخار سرزمینت را زمزمه می کردی از یاد نخواهم برد درسته

 شروعش خوب نبود و توی خیلی از مسابقات مدال کسب نکردیم ولی المپیک

 را به زیبایی بدرود گفتیم و همه را مدیون هادی ساعی هستیم.




+ تاریخ درج جمعه یکم شهریور 1387
زمان 22:1
به قلم مريم

-:-----------------------------------------------------------------------------------:-

        السلام علیک یا ابا صالح المهدی(عج)

یا مهدی جان دلم می خواهد بنویسم ولی چگونه!!!!!!!!!

من کوچکتر از آن هستم که برای سرورم صاحب الزمان بنویسم

آقا جون ای تمامی وجودم  ای بود و نبودم من چشم به راهم

تا شما مثل باران بر من بباری و گرنه پژمرده می شوم من

انتظار می کشم من جمعه ها را با غروب های دلگیرش که دل

هر دل شکسته ای می گیرد به انتظار آمدنت می نشینم تا بیایی

وجهان را پر از عدل و داد کنی و دست آمریکای جنایتکار و

اسرائیل غاصب که مثل طاعون به جون مسلمانها افتادند

را از این جهان کوتاه کنی.

آقای من مولای من ای آبی ترین آسمان و ای درخشنده ترین ستاره

می دانم که روزی می آیی ولی نمی دانم که آیا آنروز من هم هستم

یا زیر خروارها خاک پوسیده ام نمی دانم من هم مثل خیلی از

آدمهایی که چشم انتظار بودند و انتظار کشیدند ولی نماندند و رفتند

من هم می روم یا....نمی دانم آیا برای یک بار هم که شده قبل از

اینکه این آرزو به دلم بماند به مسجد جمکران می روم و نامه ی

دردهای دلم را برایتان می نویسم یا....

مولای من ای عزیز زهرا انتظار وقتی شیرین است که برای شما باشد

و چقدر شیرین تر می شود وقتی که آن انتظار به پایان برسد.

به امید آنروز...

                        "خدا کند که بیایی"

تو ای عشقو ای تمام وجودم

                                    تو بودو نبودم فدای رخ توهمه عالم

بیا بنگر بر دل غم دیده که لیلی ندیده

                                     زغم چه کشیده به این عالم

یک دم بنگر حال زار مرا بی قرار مرا

                                      ای تمام امیدم تو صبح سپیدم

ز نر گس چشمت ببین چه کشیدم

                               یا ابا صالح مددی

مرا راهی کن سوی میخانه بده پیمانه

                                        به این دیوانه تو یا ساقی

تو می دانی ز عشق تو که خمارم

                                        پیاله ندارم که دارو ندارم تویی ساقی

بنگر مرغ لب بسته منم دل شکسته منم

                                         تا سحر بیدارم سر به زانو دارم

از تو دارم ای گل هر چه که دارم

                                یا ابا صالح مددی

        ((آنجا که نام مهدی نیست قرار نه فرار باید کرد))

پی نوشت۱:من نیمه ی شعبان رو به همه ی دوستان تبریک میگم.

پی نوشت۲:برای همه شما دعا می کنم شما هم یادتون نره التماس دعا.




+ تاریخ درج شنبه بیست و ششم مرداد 1387
زمان 21:6
به قلم مريم

-:-----------------------------------------------------------------------------------:-

دنيا را بد ساختند ،

كسي را كه دوست داري ، دوستت ندارد

كسي كه تو را دوست دارد ، تو دوستش نداري

اما كسي كه تو دوستش داري و او هم دوستت دارد ،

به رسم وآئين زندگاني به هم نمي رسند.

و اين رنج است

زندگي يعني اين.

( دكتر علي شريعتي )

گفتی برم گفتم چرا                گفتی پریشونی بسه

گفتی یکی دلتنگمه                خیلی برام دلواپسه

گفتی برم گفتم برو                 اما نگفتم تا ابد

با رفتنت توی چشام               اشک جدایی حلقه زد

تنهام خیالت پیشمه                زخم دل درویشمه

هرجا بسوزم خاطرت              خاکستر آتیشمه

بی شعله می سوزم ولی       ای عشق خاموشم نکن

با من بمون با من بمون            هرگز فراموشم نکن

من قلب چاقو خورده ام           غم زنده ام غم مرده ام

با بودنت گل کرده ام                با رفتنت پژمرده ام

تنهام خیالت پیشمه                 زخم دل درویشمه

هرجا بسوزم خاطرت               خاکستر آتیشمه




+ تاریخ درج شنبه نوزدهم مرداد 1387
زمان 17:57
به قلم مريم

-:-----------------------------------------------------------------------------------:-

        به نام ايزد يكتا

 

عاقبت جمع ما را پايان نكو قرار ده،

 

رحم كن بر آنكه تنها سر مايه اش اميد است

 

و عطا فرما به ما آنچه را كه ما با زيارت

 

 بهترين مردمان (پيامبر اكرم) از تو تقا ضا نموديم

 

به حق بهترين مردمان،

 

طريقت پيامبر طريقت عشق است

 

تنها با كمك اين عشق ميتواني

 

به مراتب بالا دست پيدا كني

 

همچون كبوتري كه آزاد و رهاست

 

كليد اين رهايي، عشق همراه با شوق وصال است

 

اين عشق همراه با شوق وصال ، كليد رهايي است

 

عسل، شربت، شهد و شيريني

 

رودهاي جاري در كوهستان

 

اركيده ها را شكوفا مي كنند

 

آسمان هاي روشن شده از نور ستارگان

 

و موج هاي روي شن ها

 

به محض در آويختن با اين عشق

 

ديگر از حركت باز نمي ايستند

 

چطور مي توانم راهي براي توصيف آن پيدا كنم

 

چيزي كه نمي توان آن را به فكر در آورد

 

يا درباره اش حدس و گمان زد

 

چيزي بيش از كلمات خشك و خالي

 

اين عشق نه قابل ديدن است نه قابل شنيدن

 

اين عشق را نه با چشم مي توان ديد

 

و نه با گوش مي توان شنيد

 

اين عشق ريسمان نجاتي از جانب خداوند است

 

كه شما را از هر آشوب و فتنه اي در امان مي دارد

 

به آن در آويزيد،

 

آن وقت است كه او شما را به خدا نزديك مي كند.

 

پي نوشت:

 

سلام  امشب  خيلي شب عزيزيه من اين عيد بزرگ و

 

 به شما دوستانم تبريك ميگم و اميدوارم كه همه شما به

 

 آرزوهاي دلهاي پر مهرتون برسيد و همينطور براي

 

 اونايي كه التماس دعا دارند دعا كنيد فراموش نكنيد كه

 

يه عالمه دل چشمشون به دستاي شماست، راستي اون متن

 

 زيبايي كه براي شروع انتخاب كردم معني شعر قشنگي بود

 

 كه گروه دبو توي برنامه ي كولاك خوندند، نمي دونم

 

 آيا شما هم اون كليپ قشنگ رو ديديد يا نه؟ ولي مطمئنم كه

 

 اگر ديديد حتما لذت برديد من كه خيلي خوشم اومد يه حس

 

 قشنگي به من داد واقعا فكر مي كنم خواننده هاي خارجي كه

 

 به تازگي مسلمان ميشن از بعضي از خواننده هاي خودمون با

 

 مفهوم تر مي خونند مثل همين سامي يوسف كه ارزش خاصي

 

 براش قائلم، التماس دعا....

 




+ تاریخ درج سه شنبه هشتم مرداد 1387
زمان 22:17
به قلم مريم

-:-----------------------------------------------------------------------------------:-

                     به نام معبود پائيز و عشق و دلبستگي

 

يك سلام پر رنگ. . . .

 

آن وقت ها مي گفتند او در باران آمد و من از آن وقت تا

 

 وقتي تو آمدي انتظارت را مي كشيدم بي آنكه بدانم گم

 

شده ام كيست و ديروز هر چه نگاه به پنجره ريختم او

 

 نيامد و يا نه ديوانگي ست ببخش، تو نيامدي.

 

مي دانم قرار نبود كه بيايي و چه زيبا  مي شود كسي وقتي

 

 بیاید که قرار نیست.

 

 راستي آن چيزي كه سال ها پيش بردي حالا كجاست؟

 

اينگونه نگاهم نكن، دلم را مي گويم. تنهايي گاهي سبب

 

مي شود كه در دامنه هاي زندگي اتراق كني و بار تحملت را

 

بر شانه هاي كوه بگذاري تا خستگي ات كمي در برود.

 

راستي چه حكمتي ست كه من بيشتر، غروب ها دلم براي

 

تو تنگ مي شود! نه فكر كني كه خورشيدي، نه عزيزم

 

خورشيد شب ها مي رود و گل هاي آفتاب گردان را به حال

 

خودشان مي گذارد.

 

اما جالب ست كه تو مهتاب هم نيستي كه روزها بروي در

 

حقيقت تو هيچ وقت نمي روي كه قرار باشد بيايي.

 

اولين باري كه رفتي هنوز اين معما را نمي دانستم اما آن

 

وقت كه با لحن فريادي ات مانع چكيدن اولين تگرگ

 

اشكم شدي فهميدم رفتن نوعي ماندنست و تو رفتي كه

 

بماني و ماندي، آنقدر ماندي و از آن سوي دور دستهاي

 

مديترانه برايم خواندي كه من با تو و بي تو براي تو

 

نوشتم. آن قدر بي پاسخ گذاشتي و گذشتي كه آخرش نه

 

بخاطر من راستش نمي دانم به خاطر كه شايد به خاطر

 

خودت برگشتي و همين مثل آن يك دانه عكست كه كنار

 

ديوان حافظ و روي طاقچه خود نمائي مي كند كلي غنيمت

 

است. بمان اما اين بار نه ديگر از آن ماندن هايي كه رفتن

 

دارد اين بار به زبان عاميانه بمان، به زبان همه كه وقتي

 

 تنها مي شوند ماندن كسي را زير لب با صاحب آسمانها در

 

ميان مي گذارند، يك بار هم به خاطر كسي كه يك عمر

 

 .برايت مرد، بمان

 

 




+ تاریخ درج جمعه چهارم مرداد 1387
زمان 21:1
به قلم مريم

-:-----------------------------------------------------------------------------------:-

به نام محبوب قلب ها

 

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را   كه به ما سوا فكندي  همه سايه هما را

 

  مي نويسم از دلم براي دلم و براي دل تمامي دل هاي پر از درد و دل

 

 مي نويسم براي بهترين باباي دنيا

 

مي نويسم ازعلي (ع)  مظهر عدالت، شجاعت و مهرباني

 

از مرد مردان جهان، از ايثار و جوانمردي

 

از علي (ع) همسر حضرت زهرا (س) كسي كه يك عالمي

 

 را شيفته و عاشق  خود كرده ،

 

از مهر و محبتي كه به يتيم ها داشتند ،از عشق و علاقه

 

 زيادي كه به همسر و فرزندان داشتند

 

از امير المؤمنين كه با شب الفت خاصي داشتند،

 

از درد دل شبانه ايشان در سكوت شب، گويي محبت

 

 علي (ع) در دل همه بود حتي در و ديوار خانه

 

وآن مرغابي هاي بي قرار هم از مهرباني علي(ع) مي گفتند.

 

يا علي (ع)جان مقتداي من تويي

 

 

 

من روز پدر را به تمام پدران و مخصوصا پدر مهربان و همسر عزيزم تبريك مي گويم.

 

پدر جان روزت مبارك

 

خوب مي دونم از بچگي تا به الان كه عروسم كردي چه

 

 زحمتهايي برام كشيدي البته  اون موقع ها چون خيلي

 

كوچيك بودم معني زحمت و مهر و محبت پدري رو

 

نمي دونستم حتي نمي دونستم كه شما به خاطر من

 

شب ها دير مي اومدي خونه و من هر شب به انتظار

 

 اومدنت مي نشستم تا بياي پيشم و دلم بي قرار بود

 

 براي اينكه حتي يك بار هم كه شده شب  رو زود

 

 بر گردي خونه دلم مي خواست شب بعد از ديدن

 

شما چشمامو ببندم ولي از بس منتظرت موندم وبه

 

 در زل مي زدم خوابم مي برد و دوباره صبح كه 

 

 بيدار مي شدم مثل روز گذشته.....

 

بابا جون حالا كه بزرگ شدم مي فهمم كه وقتي بچه

 

 بودم فقط شما رو واسه خودم مي خواستم خبر نداشتم

 

 كه تا آخر شب بيرون بودي و واسه من زحمت

 

 مي كشيدي حالا كه چروك هاي روي دستات و

 

 صورتت رو مي بينم

مي فهمم كه چه زحمتي برام كشيدي حالا مي فهمم

كه اون بي خوابي ها و خستگي ها و دير آمدن ها،

 همه و همه به خاطر آرامش و آسايش من بود،

 بابا جون دوست دارم و دستاي پر از مهر و محبتت رو مي بوسم .




+ تاریخ درج سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387
زمان 12:48
به قلم مريم

-:-----------------------------------------------------------------------------------:-

یه سلام پرسپولیسی به اون دسته

 از دوستانم که طرفدار  همیشگی  سرخ

 جامگانند  و یه تبریک هم به خاطر

 بازگشت  افشین عزیزمون به تیم .چقدر لذت

 بردم وقتی که افشین جان را از تلویزیون

 دیدم که با قاطعیت تمام گفت:برای قهرمانی

 آسیا برگشته امیدوارم که برای تیم

 پرسپولیس سنگ تمام بزاره و برای موفقیت

 ایشون دعا می کنم.ان شاء الله 




+ تاریخ درج شنبه پانزدهم تیر 1387
زمان 17:51
به قلم مريم

-:-----------------------------------------------------------------------------------:-

تا روي به كشتي نجات آورديم

 

اميد به ساحل حيات آورديم

 

در روز ولادت امام باقر(ع)

 

ما هديه برايش صلوات آورديم

 

اين عيد فرخنده را به تمامي دوستانم تبريك مي گم




+ تاریخ درج جمعه چهاردهم تیر 1387
زمان 12:37
به قلم مريم

-:-----------------------------------------------------------------------------------:-

 

گفتي از چشات نگم با تو نمونم                                    گفتي بهتره برم چيزي ندونم

 

مگه ميشه بغض چشات و نديد                              مگه ميشه ساده از تو دست كشيد

 

مگه عاشقت نباشم اينجوري ازت جدا ش        نازنين سكوت و بشكن تا منم با تو صداشم

 

بگو از دلت دوباره با منه حريص چشمات              بگو از زلال قلبت با منه تشنه حرفات

 

من كه آواره ترين حادثه تو شب نگاتم             من كه دلداده ترين عاشق بي چون و چراتم

 

بگو تا غربت تو قسمت ديوونگياي من بشه                بگو تا فاصله بين من و تو قد نكشه

 

نازنين رفتن من بدون تو مرگ منه                     پس نگو برم، جدايي، منو آتيش مي زنه

 

من زير سايه چشمات پشت پلك تو مي شينم       جز تو هيچكس و تو دنيا نه مي خوامو نه مي بينم

      

 




+ تاریخ درج چهارشنبه دوازدهم تیر 1387
زمان 18:31
به قلم مريم

-:-----------------------------------------------------------------------------------:-